ساحل، بی قرار - شب بی امتداد
خفته در زیر باران - دریا، پریشان
موجش خروشان - می بیند خواب طوفان
به دامن موج، می رقصد پارو - از جنبش های، آرام بازو
صدای گرم قایقران شبها - می پیچد آرام در گوش دریا
دریا دریا، بگشا دامن - در تور ما، ماهی افکن
گر صیدی نشود امشب پیدا - قایقران چه کند با این دریا
فردا خسته نهد پا بر ساحل - دستش خالی و طوفانش در دل
دریا مشو طوفانی - در این شب ظلمانی
گر صیدی نشود امشب پیدا - قایقران چه کند با این دریا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر